آخرین رویداد ها :

برنامه بعدی

ویژه نامه وفات حضرت زینب (س)

 

 

... زينب در كنار علي بن حسين نشسته است. بر بالين بيماري كه از تب مي سوزد و عمه مهربانش از او پرستاري مي كند. خواهر صداي «يا دهر اف لك من خليل» برادرش را مي شنود و بي تاب مي گردد. تا آن روز تمام مصيبت ها را در كنار امام حسين (ع) تحمل كرده است. همه رفتگان را در چهره حسين مي بيند و صدايش به گريه بلند مي شود. حسين (ع) او را به صبوري توصيه مي كند.

در شب عاشورا اين خواهر و برادر به گفت و گو مي نشينند و آن بي‌تابي زينب در سايه سار اين گفت و گو با حسين محو مي‌شود و دل دريايي اش آرام مي گيرد. توفان و تلاطم از جانش رخت بربسته و آفتاب شكيبایي بر جانش مي‌تابد و آماده رويارويي با مصائب و مشكلات آينده مي گردد.

او بايد آمادگي پيدا كند تا پس از حسين (ع) مسئوليت ادامه راه را برعهده گيرد و بازماندگان از قافله كربلا را هدايت كند.

... نبردي نابرابر را مشاهده مي كند و نيز قطعه قطعه شدن جوانان بني هاشم را. حتي پسران خود «محمد» و «عون» را به قربانگاه مي فرستند تا جانشان را در راه امام فدا كنند.

سرانجام هنگام وداع با حسين فرا مي رسد. از زمين غم مي جوشد و از آسمان اندوه مي بارد. نگاه اين برادر و خواهر با هم سخن مي گويد نگاهي كه سال‌هاي سال رنج و شكيبائي را با هم قسمت كرده‌اند.

زينب مي خواهد نگريد اما وقتي فضاي سينه ابري است و دل درياست و حسين تنها! مگر مي شود نگريست!

اينجاست كه حسين دست زينب را گرفته او را به قله شكيبايي مي رساند. وقت آن رسيده است كه زينب به وصيت مادر عمل كند. او در وداع آخرين بوسه اي بر گلوي برادر مي كارد. گلويي كه تا ساعتي ديگر خنجر بر آن خواهد نشست...

سرّ ني در نينوا مي ماند اگر زينب نبود

كربلا در كربلا مي ماند اگر زينب نبود

چهره سرخ حقيقت بعد از آن توفان رنگ

پشت ابري از ريا مي ماند اگر زينب نبود

در عبور از بستر تاريخ سيل انقلاب

پشت كوه فتنه‌ها مي‌ماند اگر زينب نبود...

*******

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

مَن بَکى عَلى مُصابِ هذِهِ البِنتِ (زینب بنتِ عَلِیٍ علیها السلام) کانَ کَمَن بَکى عَلى أخَوَیهَا الحَسَنِ و الحُسَینِ علیهماالسلام؛ هر کس بر مصیبت هاى این دختر (حضرت زینب علیها السلام) بگرید، همانند کسى است که بر برادرانش، حسن و حسین علیهما السلام گریسته باشد.


وفیات الأئمه، ص431

*******

هم نوا با زینب

غم دل کجا ببرم، نه تو اون حسین منی ...                     حاج محمود کریمی

گفتیم آسمانی و دیدم برتری...                               حاج عبدالرضا هلالی

*******

آخرين منزل

روح بي آرام آن عالمه غيرمعلمه و عقيله بني هاشم كه از توفانها عبور كرده بود و از درياهاي آتش گذشته بود به نقلي يكسال و نيم پس از واقعه عاشورا از كالبد جسمش پركشيد و رفت. تا آخرين لحظاتش چشمانش همواره گرم اشك بود و هماره به ياد حسين (ع).

آري اگر امروز همه جا كربلاست و هر روز عاشورا با اسارت اوست، با خطبه هاي رسواگر اوست و با دعاها و اشك هاي روان او. امروز همه راه‌ها چشم انتظار زينب است و همه شهرها در انتظار او ...

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جستجو در سایت